logo

ادبیات داستانی ایران وامدار اصفهان است

نویسنده داستان “آقای صاحبخانه و گابریل گارسیا مارکز” معتقد است، پس‌ازآن که جایزه بزرگ اصفهان از میان ما رفت، برپایی جایزه‌ای ادبی به نام جمالزاده در این شهر غنیمت است.

مهدی باتقوا به ستاد خبری جایزه جمالزاده می‌گوید: امیدوارم عمر جایزه جمالزاده مانند عمر خود او طولانی باشد نه مانند مدت اقامتش در ایران. چراکه عمر و استمرار یک جایزه ادبی اهمیت بسزایی دارد. در آمریکا، سال‌هاست که جایزه ادبی نیوبری مختص نوجوانان برگزار می شود و اعتبار آن به همین سبب افزایش‌یافته.
این مترجم، با اشاره به برگزاری جایزه بزرگ اصفهان یادآور می شود: پس‌ازآن که جایزه بزرگ اصفهان از میان ما رفت، برپایی جایزه‌ای ادبی به نام جمالزاده در این شهر غنیمت است، هرچند انتظار داشتیم که این نیز، ادامه جایزه اصفهان باشد. افراد خوبی در امر برگزاری جایزه ادبی اصفهان فعالیت داشتند و پیشرفت‌های خوبی برای آن حاصل‌شده بود اما اعمال‌نظرها موجب توقف این جایزه شد. خوب بود اگر جایزه جمالزاده از پیشینه جایزه ادبی اصفهان استفاده می‌کرد و خوب‌تر اینکه اکنون، سرمایه‌گذاران در شیوه برگزاری آن اعمال‌نظر نکنند و صفر تا صد کار را به نویسندگان بسپارند.
باتقوا ادامه می‌دهد: متأسفانه نویسندگان شناخته‌شده ما در جشنواره‌ها و جایزه‌ها شرکت نمی‌کنند و این موجب می شود که جایزه ادبی به میدانی برای امتحان قلم و طبع افراد تبدیل شود. از سوی دیگر، محدود کردن جشنواره داستانی به مکانی خاص نیز آن را تحت‌الشعاع قرار داده و ارزش آن را تنزل می‌دهد.
نویسنده رمان “ارادتمند: هیچ” معتقد است که در دهه چهل نویسندگانی مثل صادق هدایت، چوبک و هوشنگ گلشیری، با چاپ شدن داستان‌هایشان در روزنامه و مجله به شهرت می‌رسیدند. پس‌ازاین دهه، افرادی چون مصطفی مستور، ابوتراب خسروی و … با برگزیده شدن داستان‌هایشان در جشنواره‌ها معروف شدند.
او می‌گوید: اکنون نمی‌دانم برای شناخته شدن نویسندگان این دوره چه ابزاری وجود دارد اما می‌دانم به همان میزانی که جایزه و جشنواره ادبی در کشور برگزار می شود، اثر دهی آن نیز کاهش می‌یابد.
باتقوا تصریح می‌کند: در حال حاضر نمی‌توان گفت جایزه جمالزاده خوب است یا بد و آنچه اهمیت دارد اهداف پایه ریزان این جشنواره است. اصفهان، نیازی به مطرح‌شدن در داستان‌ها ندارد چراکه به قول دکتر کوشان، شهر محفل‌های ادبی است و تأثیر آن در ادبیات داستانی کشور نیز به خاطر برپایی همین محفل‌ها بوده، تا جایی که می‌توان گفت ادبیات داستانی ایران وامدار اصفهان است.
وی می‌افزاید: همه سرمایه‌گذارانی که جایزه‌ای ادبی برگزار می‌کنند باید از خود سؤال کنند که خروجی این جایزه قرار است چیزی به ادبیات کشور اضافه کند یا صرف برگزار شدن آن کافی است؟
باتقوا، با بیان اینکه امیدوارم تمام جشنواره‌ها و جایزه‌های ادبی کشور یک هدف اصیل داشته باشند که همان اعتلای داستان‌نویسی است ادامه می‌دهد: پیش‌ازاین جشنواره‌ای به نام جشنواره فصلی داستان “چهارگاه” در قلمستان برگزار می‌شد که هدف آن شناسایی نویسندگان بود و همین هدف درازمدت به “چهارگاه” اعتبار بخشید. اگر ناشران نیز با جایزه جمالزاده همکاری کنند و برای چاپ آثار برگزیده پیش‌قدم شوند می‌توان گفت اتفاق خوبی برای این جایزه رخ می‌دهد وگرنه صرف اینکه چون تهران جایزه داستان دارد و ما نداریم جشنواره‌ای برگزار شود درست نیست. به‌طور کل، اصفهان را در هر چیز کوچک و بزرگی به تهران شبیه کردن درست نیست، چراکه تهران، تهران است و اصفهان، اصفهان.

ارسال یک نظر

هجده − هجده =