logo

جایزه جمالزاده مرا به شهر برد

نوید بانی، از پذیرفته‌شدگان مرحله نخست داوری جایزه جمالزاده معتقد است: با جایزه جمالزاده می‌شود دوباره اصفهان را زندگی کرد مثل گذشته‌های خوبش وقتی‌که جُنگی داشت و رودخانه‌ای.
به گزارش روابط عمومی جایزه جمالزاده ، او با ابراز خشنودی از برگزاری جایزه جمالزاده ادامه می‌دهد: جایزه جمالزاده همانی است که باید باشد. برای گفتن از همه خاطرات و قصه‌هایی که تا به امروز نگفته‌ای. وقتی فراخوان را دیدم سراغ یکی از داستان‌هایی رفتم که مدت‌ها از شهرم در سرم بود. من دانشجوی دیروز تئاتر دانشگاه امروز تعطیل سوره و بچه محله قدیمی جلفا هستم. من هرروز در طول مدت تحصیلم سفری داشتم پیاده و گاه سوار بر دوچرخه‌ام از خانه تا نقش‌جهان، محل دانشگاهی که امروز دیگر نیست و از کنار رودخانه‌ای می‌گذشتم که روزی بود و امروز نیست… اما امید دیدنش هرروز با من هست. من هرروز در سفرم از خانه به دانشگاه قصه‌های زیادی می‌دیدم و حالا انگیزه‌ای برای تصویر آن پیدا کردم.
او که اولین بار فراخوان ارسال اثر و برگزاری جایزه را در فضای مجازی دیده می‌گوید:‌ دنیای مجازی آن‌قدرها هم که می‌گویند، بد نیست؛ کافی است عزیزی مثل علی خدایی را دنبال کنی تا از خبرها و اتفاقات ادبیات و هنر روز باخبر شوی و اگر این جریان گره بخورد به شهر خودت یعنی اصفهان،همه‌چیز ناخودآگاه مهیا می‌شود برای لذت بردن و دل سپردن به اینکه گاهی بساط عیش خودش مهیا می‌شود!
او برگزاری جایزه جمالزاده را بعد از گذشت سال‌ها جانی دوباره به شهر بخشیدن می‌داند چراکه همه ریشه‌ها و اسکلت اصفهان با فرهنگ شکل‌گرفته و معتقد است: این جایزه جهانی است یعنی باید جهانی باشد، مگر کم بوده‌اند مسافران خارجی زبانی که با خود خاطره‌هایی آورده‌اند و داستان‌هایی به سوغات از اصفهان به شهرهایشان برده‌اند. چرا آن‌ها را به این جشن دعوت نکنیم؟!
بانی، که در بخش داستان اصفهان شرکت کرده درباره تعلق‌خاطرش به شهر مادری می‌گوید: اصفهان یعنی شهری که در آن قد کشیده‌ای، با مردمش حرف‌ها زده‌ای و دیوارها و کاشی‌هایش را با عمق وجودت لمس کرده‌ای و ناخودآگاه برای آن در سرت هزار رؤیا و قصه برایش داری. چطور می‌شود اصفهانی باشی و با صدای اذان مسجدها، ناقوس کلیساهای جلفا، به خودت نیامده باشی و رؤیاپردازی نکرده باشی؟ ‌پس در سرت قصه‌هایی است و شعرهایی و زمانی که فرصتی هست برای نوشتنش باید دست‌به‌قلم شوی.
این هنرمند تئاتر پیشنهاد جالبی هم برای برگزاری جایزه جمالزاده می‌دهد: من فکر می‌کنم یکی از کارهایی که شاید بد نباشد در جریان برگزاری جایزه جمالزاده انجام شود این است که جریان برگزاری‌اش را با کانون‌های فیلم و تئاتر پیوند بزنیم تا شاید این قصه‌ها فیلم یا نمایش شوند و ارائه‌ای دیگر پیدا کنند. من دوستانی را سراغ دارم که پی قصه‌های خوب برای تصویر کردن و اجرا هستند و البته ریشه تئاتر و سینما را باید در ادبیات جستجو کرد و اکنون‌که جریانی با اصالت و قدرت جمالزاده راه افتاده باید به‌خوبی در جهت پیوند دادنش با تئاتر و سینما کوشید.

ارسال یک نظر

18 − ده =