logo

حلاوتی دگر

رضا مختاری، داستان نویس و روزنامه نگار اصفهانی یکی از نامزدهای جایزه جمالزاده در بخش اصفهان است. او به مناسبت برگزاری این جایزه و نزدیک شدن به روزهای اختتامیه یادداشتی را در اختیار ما قرار داده که خواندنش خالی از لطف نیست:

دوست دارم از اینجا شروع کنم که وقتی نام جایزه جمالزاده می‌آید برای من چه چیزهایی تداعی می‌شود؟
اول از تداعي «محمدعلی جمالزاده» بگویم. سال 1377 بود که با دوستانم به تعبیر امروزی فعال داستانی بودیم؛ اولین پوستری كه برای نخستین نشست‌ طراحی کردیم، این جمله‌ها را بر خود داشت: «یکی بود، یکی نبود.» این انتخاب دو دلیل داشت یک این که عبارت آغازین قصه‌های شفاهی و سنت قصه‌گویی ما بود و دیگر این‌که عنوان کتابی از محمدعلی جمالزاده؛ کتابی که مقدمه‌اش پس از دهه‌ها همچنان متنی آموختنی است و به ویژه تک بیت آغازینش از فرخی سیستانی شاعر قرن پنجم هجری قمری که بر تارک قصیده‌ای از او در ذکر سفر سومنات می‌درخشد: «فسانه گشت و کهن شد حدیث اسکندر/ سخن نو آر که نو را، حلاوتی است دگر». بیتی که نشان می‌دهد نیاز ما به «سخن نو» و «حلاوتی دگر»، کهنه‌شدنی نیست. همان سالها در در نخستین شماره جنگ داستانی «راوی»، تصویر چهره جمالزاده را منتشر کردیم، چرا كه باز هم جمالزاده و اصفهان برای شروعمان مهم بود. بعدها نیز داستانی بي نظير منتشر كرديم از احمد اخوت، بزرگِ داستان اصفهان، به نام «برادران جمالزاده» که عنوان نخستین مجموعه داستان ایشان شد.
بنابراين براي من جمالزاده و اصفهان مهم است؛ چرا كه هم در اصفهان زندگي كرده‌ام و هم داستان را دوست دارم. اين چند سطر را هم از جناب جمالزاده بخوانيم كه نشان مي‌دهد چطور يك شهر از ذهن نويسنده كم نمي‌شود:«پاره‌ای از حوادث و وقایع کودکی خودم را در اصفهان در فصل‌های اول همان «سروته یک کرباس» آورده‌ام و عجب آنکه هر چه دارم(یا مـقدار زیـادی از آنچه را دارم) از آن دوره است، جزيیاتش کالنقش فی الحجر مانند عنکبوت در زوایا و خفایای تار وجودم نشسته است و هنوز هم پس از شصت سال در کار تنیدن است و چه بسا احساس می‌کنم که هـمانا خـاطرات اصفهان و محله‌های احمدآباد و بیدآباد و کوچه سوزن‌گران است که امروز هم که سن‌ام به هفتاد رسیده است باز اندیشه‌ام را به جولان و قلم‌ام را به جنبش و جست و خیز در می آورد.»
اتفاقي دیگر هم در اين چند سال حول نوشتن و اصفهان رخ داد، شبهاي «راوي، اصفهان» بود. با موضوع روایت اصفهان که به حدسی الهام بخش جایزه داستان تهران نیز بود. همچنین حرکت همچنان ادامه داری با عنوان خوانش اصفهان معاصر که در حلقه اي از بچه های باسواد و خوش فكر و ذوق اصفهان تداوم دارد .
دیگر این که تا اینجا هنوز روشن نیست چه اتفاقی افتاده که بخواهم نقد یا جمع بندی از برگزاری این جایزه داشته باشم. اما با توجه به اهمیت شهر اصفهان و اهمیت این جایزه به نظرم باید ارقام جوایز بالاتر از اینها می بود.
و حرف آخر، من نخستین بار است که در جشنواره ای شرکت می کنم. دلیل کلیدی دیگری نیز هست که ضمانت کیفیت یک اتفاق است؛ علی خدایی.

ارسال یک نظر

چهار + 6 =