logo

داستان‌ها را سقف و مرزی نیست

در سال ۱۳۹۸ با همگانی شدن ویروس کرونا، قرنطینه را در حالی شروع کردم که تنم در کنار رود هادسن در قاره‌ای دور حضور داشت و روح و روانم در گوشه‌کنار قبرستان قدیمی شهر اصفهان، تخت فولاد در حاشیه زاینده‌رود، پرسه می‌زد.
داستان «زبان زمین» پس از دو ماه پرسه زنی مجازی و خواندن و گوش دادن و نفس کشیدن در هوای شهر اصفهان نوشته شد و رتبه دوم جشنواره داستان جمال‌زاده را کسب کرد.
جمال‌زاده؛ پیشتاز قصه‌نویسی معاصر، پدر داستان کوتاه در زبان فارسی در سن دوازده‌سالگی از مرزهای جغرافیایی و خاکیِ ایران کوچ کرد و ۹۳ سال از عمر ۱۰۵ ساله‌اش را زیر آسمان شهرهای مختلفی چون برلین و ژنو و بیروت و مصر و… گذراند.
او به من آموخت داستان‌ها را سقف و مرزی نیست. از او یاد گرفتم تنِ گوشت و پوست و خون‌دار، می‌تواند کیلومترها دور باشد اما روح و روان، نزدیک باشد آن‌چنان‌که در هر دم و بازدم، زاینده‌رودی در حوالیِ رود و کوه و جنگلی در قاره‌ای دور، زاییده شود.
سپاس از جشنواره جمال‌زاده که فرصت زیستی هرچند اندک اما یگانه را در گوشه‌کنار شهر اصفهان و بازگویی داستان‌های نهانش فراهم کرد.
راضیه مهدی زاده
برنده رتبه دوم بخش داستان اصفهان در دومین دوره جایزه ملی جمال‌زاده

ارسال یک نظر