logo

روند ظهور “شهر” در داستان نویسی ایران، از دیروز تا امروز

برنده ششمین جایزه هوشنگ گلشیری از روند ایجاد و اوج گیری پرداختن به عنصر «شهر» در داستان نویسی ایران گفت و به برشمردن مولفه های این سبک از داستان نویسی در جمع داستان دوستان اصفهانی پرداخت.
به گزارش ستاد خبری جایزه جمالزاده، «حسین سناپور» در عصر بارانی نخستین روز اسفندماه زیر سقف مرکز آفرینش های ادبی قلمستان نشست و به تعریف «داستان و شهر» از دیدگاه خودش پرداخت.
او با بیان اینکه هر داستانی که در آن به شهر اشاره شده باشد را نمی توان داستان شهر به معنای خاص آن دانست، گفت: «اگر بخواهیم رد پای شهر به معنایی که حقیقتا به عنوان یک موضوع شاخص در داستان به آن نگاه شده باشد را در تاریخ داستان نویسی ایران پیدا کنیم، به دوران آغازین روی کار آمدن رضاشاه می رسیم. در آن دوران در داستان به شهر توجه شده که البته مصداقش تنها فقط شهر تهران است.»
نویسنده کتاب «شمایل تاریک کاخ ها» با اشاره به توصیفی که در کتاب «صد سال داستان نویسی» درباره آن دوران آمده، اظهار کرد: «عناصری همچون کارمندها و فواحش که عناصر جدیدالظهور در جامعه آن روز بودند در داستانهای ان دوران نمود دارند.»
به گفته او، تا اوایل دوران انقلاب اسلامی به دلیل اینکه حدود ۷۰ درصد مردم روستانشین بودند، فضای غالب داستان ها در روستا شکل گرفت و نویسندگانی چون محمود دولت آبادی، هوشنگ گلشیری که در آبادان بزرگ شد و حتی غلامحسین ساعدی که برآمده از فضای روستایی یا شهرهای کوچک بودند، ظهور کرده و این سبک را در داستان خودشان نشان دادند.
آنطور که سناپور گفت، پس از آن نوبت به این رسید تا عنصر شهر به معنای خاص از داستان نویسی ایران رخت بربسته و نگاه به شهر تنها از زاویه تاریخ باشد.
او افزود: «در آن دوران شاهد ظهور داستان هایی هستیم که اگرچه در بستر فضای شهری شکل می گیرند اما شهر را در خود نمایان نمی کنند و برخوردی تاریخی با آن دارند. مانند نگاه دانشور در سووشون یا گلشیری در شازده احتجاب و یا همسایه ها که یک خودآگاهی تاریخی را عرضه می کنند تا توجه به شهر را.
این نویسنده به کتاب خودش «شمایل تاریک کاخ ها» نیز اشاره کرد و افزود: «من نیز در این داستان اگرچه به بناهای تاریخی و وقایع تاریخی اصفهان اشاره کرده ام؛ اما توجهم به عنصر شهر همچنان تاریخی است و نه آنچه امروز از آن به فضای شهر در داستان تعبیر می شود.»
اینکه در اواخر دهه هفتاد رمان شهری از جریان های مهم داستان نویسی ایران محسوب می شود، موضوع بعدی مورد اشاره او بود که درباره آن شرح داد: «در این دوران نویسندگانی چون زویا پیرزاد، ناهید طباطبایی و فریبا وفی بدون توجه به تاریخ، روابط خانوادگی و اجتماعی را مد نظر قرار داده و حوزه های خصوصی زندگی را به داستان وارد می کنند.»
او افزود: «اگر تا قبل از آن مولفه های زندگی روستایی مانند آب، زمین، روابط تکراری و محدود و…. در داستان نمود داشت، حالا روابط انسانی بحران زده، انواع شخصیت های پیچیده، المان های شهری و…به داستان راه یافت. هرچند که این داستان ها علیرغم قرار گرفتن ذیل داستان شهری، شهر را به وضوح و به معنای حقیقی آن در نظر نداشتند و به خود شهر واکنشی نشان نمی دادند.»
ورود خود شهر به داستان اما پدیده ای است که به زعم سناپور در دو دهه اخیر رخ داد. به گفته او، این ظهور چهره های مختلف‌ خوب و بدی از شهر را نشان داد و آن را گاه زیبا و گاه نازیبا تصویر کرد.
او به علی خدایی به عنوان نویسنده ای كه شهر اصفهان را به طور خاص وارد داستان های خود کرد و وجه زیبای آن را نشان داد اشاره کرد و توضیح داد: «اصفهان، بناها و آدم هایش به شدت در داستان های خدایی نمود دارد. داستان های او شهرمحور است و شهر را به وضوح نشان می دهند.»
این نویسنده از مخاطبان خود خواست به این نکته توجه کنند که پرداختن به شهر، پرداختن به تمام هستی و هویت انسان است. پرداختی که نه مکانیکی بلکه کاملا خوداگاهانه است.
او تاکید کرد: «این خودآگاهی شامل توجه به بزرگ شدن بی حد، غریبه شدن، ناشناخته ماندن و آزادی های شهر است که هر کس باید به ازای خودش به آن توجه کند. به ازای خوبی ها، بدی ها، خاطره ها و آنچه که قرار است شهر در آینده به او بدهد.»
او تنها شدن آدمی را از ارکان مهم داستان های شهری دانست و گفت: «در این داستان ها انسان موجودی تنها تصویر می شود. زندگی امروز انسان، روابط محدود او با اطرافیان، ارتباط های گسسته او و… مورد توجه قرار گرفته است.»
او ادامه داد: «توجه به جغرافیا به جای تاریخ در داستان های شهری باعث شده تا بیش از هر زمان دیگری به زمان حال توجه کنیم و به آن واکنش نشان دهیم. خوب یا بد به هرحال این هم بخشی از تاریخ داستان نویسی ما است که باید به آن خودآگاهی پیدا کنیم.»

ارسال یک نظر