logo

شرکت در جایزه جمالزاده برایم یک باید بود

موژان نادریان، فینالیست بخش زندگی‌نگاره جایزه جمالزاده برای ما نوشته:
اولین بار در یک سایت که فراخوان های جشنواره های ادبی را منتشر می کرد با جایزه جمالزاده آشنا شدم در اصل با عصبانیت داشتم خبر تمدید مهلت ارسال آثار به جشنواره دیگری را می‌دیدم و به این موضوع فکر می‌کردم چقدر غیراخلاقیست که زمان ارسال آثار تمدید شود چون شرکت کننده هایی که در بازه زمانی مقرر اثرشان را ارسال کرده بودند، فقط به خاطر احترام به قوانین جشنواره فرصت کمتری داشته‌اند. در همین فکرها بودم که چشمم به فراخوان جشنواره جمالزاده افتاد، جشنواره ادبی با محوریت اصفهان به اسم محمدعلی جمالزاده بود. طبیعتا بعدش دیگر به هیچ چیز فکر نکردم. اصفهان و ادبیات هردو برایم بسیار ارزشمندند.
تجربه من می‌گوید جایزه های ادبی عملکردی شبیه به سکوهای پرتاب در بازی های کامپیوتری دارند. معمولا شرکت کننده را به فضای گرافیکی متفاوتی پرتاب می‌کنند و گاهی حتی به یک یا دومرحله بالاتر. اما فرود آمدن بعد از پرتاب در محیط تازه کار سختی است، خیلی ها به جای فرود آمدن به مرحله های پایین تر سقوط می‌کنند، بعضی ها همان لحظه که به مرحله جدید می رسند به مانعی برخورد می کنند و بازی را می بازند. بعضی وقت ها هم در محیط جدید پررنگ و لعاب راهشان را ادامه می دهند اما مدام به تصویرهایی که زمان پرتاب به مرحله بالا دیدند فکر می کنند. به تمام امتیازهایی که اگر مسیر را به صورت عادی طی می کردند می توانستند به دست بیاورند. منظورم این نیست که سکوهای پرتاب معمولا نقش منفی دارند اما مهم است که به اندازه کافی در مراحل مختلف وجود داشته باشند تا شرکت‌کننده تجربه و مهارت کافی برای استفاده از آن به دست بیاورد.
جایزه‌های ادبی در کشور ما کمتر استمرار دارند و معمولا یک سطح را دربر می‌گیرند. خیلی وقت ها نویسنده ای که یک یا دو جایزه ادبی را در بازه زمانی برده است، یا خودش ترجیح می دهد مدتی در جشنواره دیده نشود یا شرکت‌کننده های دیگر آنقدر از حضور او اظهار ناراحتی کرده و به هر چیزی متهمش می کنند که از رقابت صرفنظر کند. به هرحال من فکر می کنم جشنواره نه تنها باید استمرار داشته باشند بلکه لازم است از داوران حرفه ای و توانمند بهره ببرد و نویسنده ها در سطوح مختلف بتوانند در آن شرکت کنند و جایزه اعتبارش را از کیفیتش دریافت کند، نه از مبلغی که برای جایزه تعیین شده‌است.
اما فارغ از اینکه جایزه ها چه تاثیری در فضای ادبی کشور می گذارند کارکردهای دیگری هم دارند. اگر به گزارش سازمان جهانی اقتصاد نگاه کنیم یکی از عوامل موثر بر گردشگری و اقتصاد در هر مقصدی را جشنواره ها و نشست ها در نظر گرفته شده است، در نسخه سال 2017 ایران جایگاه 99 ام در میان 136کشوری که مورد مطالعه قرار گرفته اند را دارا است. تصور من بر این است چنانچه جشنواره‌های ادبی براساس مطالعه و استانداردهای رویدادهای ملی و بین المللی طراحی شوند می توانند نه تنها بر جریان های فرهنگی بلکه بر اقتصاد یک مقصد نیز موثر باشد.
من در جایزه داستان تهران و یکی دو جشنواره دیگر هم شرکت کرده ام. همیشه جشنواره‌های ادبی برای من دوستان تازه ای را به همراه آورده اند. دوستانی که گاهی بهترین منتقد و مشوقم در نوشتن بوده‌اند. دوستانی که روزهایی که هیچ کلمه های برای نوشتن ندارم، داستانهایشان را می خوانم یا به پیشنهادهایشان برای مطالعه کتاب های جدید سر میزنم. علاوه بر این اصفهان بستر بیشتر خاطرات من یا سوژه هایی است که به ذهنم می رسد، بنابراین شرکت در جایزه جمالزاده بیشتر برای من یک باید بود تا انتخاب.
من دراین جایزه در بخش زندگی نگاره ها شرکت کرده‌ام و تصمیمم بر این بود که در هر سه بخش شرکت کنم اما متاسفانه فرصت خیلی کمی برای نوشتن داشتم بنابراین ترجیح دادم ریسک کنم و زندگی نگاره ها را انتخاب کنم. زندگی‌نگاره ها برایم بسیار جذابند چون سالها در اصفهان زندگی کرده ام، خانواده ام از نوادگان میرزامهدی استرآبادی تاریخ نویس دوران نادرشاه هستند و تا چند سال پیش در بخش بزرگی از چهارباغ خواجو زندگی می کرده‌اند، سبک زندگی آنها و خاطراتشان همیشه برایم جذاب و پرکشش بوده، اما روایت آن برای دیگران زمانی برایم اهمیت پیدا کرد که متوجه شدم نه تنها فضاهای قدیمی که داستانهایی که در آن شکل می گرفت به سرعت در حال از بین رفتن هستند بلکه کم کم راویان این خاطرات هم از دنیا می رفتند و داستان هایشان را هم با خود می بردند. من با خرده روایت هایی روبه رو بودم که هربازمانده به شیوه خودش آن را روایت می کرد و تجربه نوشتنشان هیجان انگیز، غم انگیز و گاهی بسیار خنده دار بود در نهایت تصمیم گرفتم برای جشنواره جمالزاده بخش کوچکی از این روایت ها را که رابطه نزدیکی با خاطرات خودم داشت انتخاب کنم. اما شاید در فرصت دیگری مفصل تر به آن بپردازم.

به نظر من اینکه جشنواره سه بخش مجزا دارد هوشمندی طراحان جشنواره را می رساند. بسیاری از داستان ها براساس خاطرات و تجربه های شخصی نوشته می شوند، ممکن است این تجربه ها به خودی خود جذاب باشند اما وقتی با عناصر داستانی ترکیب می شوند نتوانند به استاندارد یک داستان خوب نزدیک شوند. بنابراین اختصاص دادن بخش جداگانه به زندگی نگاره ها نه تنها به افزایش کیفیت داستان ها در بخش های دیگر کمک می کند بلکه می تواند وقایع و روایت های کوچک اما جذابی که احتمال فراموش شدن آنها زیاد است را به ثبت برساند. من فکر می کنم اهمیت دادن به داستانواره و زندگی گاره ها می تواند کمک کند تا تمام تاریخ را فاتحان ننویسند.
اما در مورد جشنواره، فکر می کنم برگزاری بهتر جشنواره منوط به استمرار و فرمایشی نبودن آن است در استمرار است که نقاط قوت و ضعف مشخص می شود و کیفیت بهبود پیدا می کند و انتظارها شکل می گیرد.
نمی دانم بار دیگر در این جشنواره شرکت می کنم یا نه. چون قضاوت کردن پیش از به اتمام رسیدن آن و خواندن آثار و… امکان‌پذیر نیست. علاوه براین نوشتن برای من یک فرآیند همیشگی نیست و معمولا جوششی اتفاق می افتد، با این وجود اگر سال دیگر هم آماده نوشتن باشم، از این فرصت استفاده خواهم کرد.

ارسال یک نظر

دو × یک =