logo

چرا جایزه جمالزاده برای اصفهان خوش‌یمن است؟

“نفس برگزاری جوایز ادبی را باید در زمان و مکان خود سنجید.” سعید محسنی با بیان این جمله به ستاد خبری جایزه جمالزاده می‌گوید: صادر کردن یک قاعده کلی برای بودن یا نبودن یک جایزه بدون در نظر گرفتن مکان و زمان آن اتفاق، خالی از دقت است. اگر زمان را سال 97 و مکان را اصفهان مبنا قرار بدهیم، فکر می‌کنم برگزاری جایزه جمالزاده با مشروعیتی که به جهان داستان، شهر اصفهان و ترکیب این دو می‌دهد اتفاقی خوش‌یمن است.
او ادامه می‌دهد: عنایت ویژه‌ای که با برپایی این جایزه به قشر داستان‌نویس می‌شود قادر است اندکی جایگاه ادبیات اصفهان را به‌عنوان یکی از شهرهایی که در تاریخچه کوچک داستان‌نویسی کشور و به‌واسطه حضور آدم‌های بزرگی مثل جمالزاده، گلشیری، صادقی، کلباسی، میرصادقی، خدایی و… نقش پررنگی داشته، یادآور شود.
نویسنده رمان “نهنگی که یونس را خورد هنوز زنده است” تصریح می‌کند: جایزه جمالزاده خوش‌یمن است به این دلیل که نام آن به نام کسی سند زده‌شده که در مورد او کم‌لطفی شده است. جمالزاده، پیشگام داستان‌نویسی در زبان فارسی است و اهمیت حضور او و کار سترگی که انجام داده آن‌طور که بایدوشاید هنوز درک نشده. امیدوارم که جایزه جمالزاده بتواند بخشی از این کم‌لطفی را جبران کند.
محسنی با اشاره به وجود بخش ناداستان یا زندگی نگاره در جایزه جمالزاده اظهار می‌کند: در ساحت واژگان کلمه بازانه سرزمین ما عبارت “ناداستان” عبارت تازه‌ای است. اگر داستان‌نویسی ایران را با پیشینه کمتر از 200 سال جوان می‌دانیم، ناداستان در مقابل آن خیلی کودک و نوپاست و حرف زدن درباره فلسفه آن کمی زود است. باید منتظر بود و دید چه اتفاقی برای این جایزه می‌افتد و بعد درباره آن اظهارنظر کرد. به قول نیما، “آنکه غربال در دست دارد از پس کاروان می‌آید” ما نیز باید بعد از اتمام برگزاری جایزه غربال به دست بگیریم و ماحصل آن را بسنجیم.
به‌طور کل اما پرداختن به زیست روایی آدم‌هایی که به هر دلیلی دوست ندارند یا نمی‌توانند یا قالب داستان را رسانه مطلوبی برای روایت بخشی از زندگی خود در این شهر نمی‌دانند در جایزه جمالزاده امری مبارک است به این شرط که مستمر باشد.
نویسنده رمان “دختری که خودش را خورد” معتقد است یکی از نکاتی که در جایزه‌های ادبی مغفول واقع می‌شود، فلسفه برگزاری آن است. او دراین‌باره می‌گوید: طبیعی است در هر حوزه‌ای که جشنواره و جایزه‌ای برگزار می‌شود سیاست‌گذاران به دنبال اهدافی خاص هستند و در چارچوب این اهداف است که آثار رسیده ارزشیابی می‌شود. به دلایل زیادی جوایز ما با فلسفه روشنی طراحی و برگزار می‌شوند اما طی حیات خود دچار دگردیسی شده و ماهیت آن‌ها تغییر پیدا می‌کند.
در چنین شرایطی عملاً انتخاب‌های آن جایزه بیانگر یک نوع دیدگاه مشخص نیست که نویسنده با توجه به آن دریابد قرار است با چه رویکردی به اثر او پرداخته شود. این وضعیت درباره جایزه‌های موضوعی مصداق بیشتری دارد چراکه در جوایز دیگر شاخص‌های تکنیکی یک اثر ملاک ارزیابی قرار می‌گیرد. زمانی که به‌طور اخص موضوعی مثل اصفهان مطرح می‌شود باید شاخص‌های اندازه‌گیری این رویکرد نیز مشخص باشد.
این نمایشنامه‌نویس می‌افزاید: همه این‌ها البته با پیش‌فرض دیر پاییدن و عمر دراز داشتن این جایزه است. ده سال بعد وقتی دهمین دوره این جایزه برگزار شد باید بتوانیم چشم‌انداز خاص و نشانه‌های مشخص آن را ببینیم. ده سال بعد باید بتوانیم ارزیابی کنیم که داستان‌نویسی اصفهان قبل و بعدازاین جایزه به چه سمتی رفته است؟
متأسفانه اتفاقات زیادی مثل عدم ثبات مدیریت، تغییر سیاست‌ها و شکل‌های مختلفی از پوپولیسم فرهنگی سبب می‌شود که این رویدادها یا عمر کوتاهی داشته باشند یا در صورت دیرپایی، نتوان یک خط سیر چشم‌انداز دار در آن دید. این آفتی است که بیشتر جایزه‌های ادبی به آن مبتلا بوده‌اند و امیدوارم جایزه جمالزاده از آن بری باشد.
این نویسنده تأکید می‌کند: در این روزگار، که داستان از هیچ مشروعیت و وجهه و اعتباری برخوردار نیست و این حجم از نامهربانی با کتاب و داستان می‌رود، خیلی غم‌انگیز است که آدم داستان بنویسد. بخشی از این نامهربانی به سیاست‌های فرهنگی برمی‌گردد و بخشی دیگر به جامعه‌ای که داستان نمی‌خواند و آن را کمتر دوست دارد.
عده‌ای در این وانفسا کماکان مؤمنانه مشغول ثبت روزها هستند. دوست دارم به این عده دست‌مریزاد بگویم و دست تک‌تک آن‌ها را ببوسم.

ارسال یک نظر

18 − 6 =