logo

«کرونا» با ابزار طنز وارد داستان‌نویسی شود

دارنده دیپلم افتخار بهترین فیلمنامه اقتباسی در بخش نگاه نو در سی و سومین دوره جشنواره فیلم فجر معتقد است، ورود به موضوع کرونا با نگاهی طنزگونه می تواند این موضوع را به دستمایه ای برای داستان نویسی تبدیل کند.
به گزارش ستاد خبری جایزه جمالزاده، در حالی که این روزها جامعه ایران و ده ها کشور دیگر در سرتاسر جهان با بحران شیوع ویروس کرونا روبرو شده اند و توان و توشه شان را به کار گرفته اند تا از این شرایط جان سالم به در ببرند، پرداختن به این موضوع از نگاه یک داستان نویس می تواند قابل تامل باشد. داستان نویسانی ها که قصد شرکت در دوره دوم جایزه ادبی جمالزاده را دارند هم می توانند پدیده کرونا را منشا خلق آثاری در این زمینه کنند.
«ناهید طباطبایی» که حتما او را با رمان معروف «چهل‌سالگی»‌اش می شناسید، در این خصوص معتقد است نگاه طنزگونه به پدیده شیوع ویروس کرونا می تواند بهترین نوع نگاه برای وارد کردن آن به دنیای داستان باشد.
نویسنده مجموعه داستان «سور شبانه» با بیان این مطلب می افزاید: «به گمانم مسئل شیوع بیماری کرونا به خودی خود آنقدر تلخ و ناراحت کننده هست که لازم نباشد با آن برخورد دراماتیک داشته باشیم.»
به تعبیر او، وقتی با چنین پدیده جدی روبرو می شویم قشنگ ترین حالت این است که با نگاه طنز با آن برخورد کنیم، چون معمولا بیشتر جواب می دهد.»
طباطبایی ادامه می دهد: «اگر بخواهیم با این موضوع برخورد دراماتیک داشته باشیم، اثرِ بی مزه ای از آب در می آید. تجربه به من نشان داده که به طور کلی برخورد طنزگونه با مرگ، بهتر جواب می دهد. چون مرگ به خودی خود تلخ است و اگر ما با آن برخورد جدی داشته باشیم، جز اینکه بخواهیم نشان بدهیم مرگ تلخ است، اشک آدم ها را درمی آورد و آنها را به سختی می اندازد، حرف دیگری برای گفتن نداریم. بنابراین این داستان، داستانی آزاردهنده می شود که مخاطب باید از اول تا آخر آن گریه کند!»
او تاکید می کند: «برخورد طنزگونه باعث می شود ضمن اینکه چهره واقعی مرگ و بیماری در داستان منعکس شده، تلخی آن گرفته شود و در عوض به اثری تفکربرانگیزتر تبدیل شود.»
او با اشاره به برخی آثار شاخص ادبیات جهان که پدیده بیماری و مرگ را دستمایه خود قرار داده اند، می گوید: «شاید در میان آثار جهانی، مهم ترین اثر در این زمینه «طاعون» آلبر کامو باشد و همچنین «رومئو ژولیت» که به دلیل قرنطینه شدن آدم ها، اخبار به موقع نمی رسد و بسیاری از آنها می میرند. همچنین «عشق سال های وبا» اثر گابریل گارسیا مارکز اثر دیگری است که این دو پدیده را در خود منعکس کرده است.»
به گفته او، در میان داستان های ایرانی آثار زیادی نداریم که پدیده بیماری را موضوع خود قرار داده باشد و شاید بتوان در این خصوص به کتاب «چراغ ها را من خاموش می کنم» نوشته خانم زویا پیرزاد اشاره کرد که در آن ملخ ها به شهر حمله کرده و مشکلاتی را برای مردم ایجاد می کنند.

ارسال یک نظر