logo

گزارش نشست اقتباس با حضور کیومرث پوراحمد و محمد طلوعی

روایت مرادی کرمانی، راستِ کار من بود

«هر روز که یک داستان یا رمان تازه می خوانم این فکر در ذهنم جریان می گیرد که آیا در‌این روایت، ردی از سینما هست و آیا این قصه را می توان تصویری کرد؟ واقعیت این است که در میان روایت‌ها، بالاخره قصه‌هایی است که به قلاب آدم گیر می کند. گاهی بعضی قصه‌ها بسیار تاثیر گذارند مثل رمان استیل آلیس که من آن را در هواپیما خواندم و‌همانجا هم با صدای بلند زار زار گریه کردم و فکر کردم بد نیست فیلمی با مضمون آلزایمر بسازم.» اینها گفته‌های کیومرث پوراحمد است. کسی که محمد طلوعی باور دارد در‌سینمای ایران هیچ کس به اندازه او، سینمای اقتباسی را تجربه نکرده است. راست هم می گوید «قصه‌های مجید، خواهران غریب و اتوبوس شب» از بهترین اقتباس‌های او در کارنامه فیلمسازی اش محسوب می شود. پوراحمد حالا به اصفهان آمده تا در خلال برگزاری «جایزه جمالزاده» و نمایشگاه صنعت سینما در کنار محمد طلوعی از اقتباس در سینما بگوید.

محمد طلوعی داستان نویس دوشادوش کیومرث پوراحمد فیلم‌ساز نشسته است و می گوید:« با آنکه سینما خوانده ام، اما فعالیت اصلی ام ادبیات است. کیومرث پوراحمد هم فیلم‌سازی است که با ادبیات، میانه بسیار خوبی دارد.» کیومرث پوراحمد معتقد است:«اگر فیلمی را تماشا کردید که از یک داستان اقتباس شده بود خیال نکنید تماشای آن فیلم با‌خواندن رمانش برابری می کند. چرا که این دو جریان متفاوت اند. غالبا در فیلم قسمت‌های زیادی از رمان کاسته و بخش‌های تازه ای برآن افزوده می شود. فیلم استیل آلیس که ماجرای یک پرفسور دانشگاه‌هاروارد که به آلزایمر مبتلا شده را روایت می کند اصلا به اندازه رمانش تاثیر گذار نیست، گرچه این فیلم برگزیده جایزه اسکارهم شده است. از سویی فیلم اقتباسی آبلوموف که سال‌ها پیش تولیده شده هم دنیای متفاوتی نسبت به رمانش دارد. در این میان اما آثاری هم هستند مثل رمان‌های شکسپیرکه بارها اقتباس شده و هر کدام هم جذابیت‌های خاص خود را داشتند.»

بهترین اقتباس ها، از رمان های درجه 2 و 3 هستند
محمد طلوعی در‌ادامه همین مبحث به این باور رایج در‌سینما اشاره می کند که بهترین فیلم‌های اقتباسی از رمان‌های درجه دو وسه ساخته شده‌اند و‌رمان‌های شاهکار نمی‌توانند کیفیت‌های ادبی را در نسخه سینمایی خود حفظ کنند:«فیلم‌سازانی چون هیچکاک که به طور معمول زیاد سراغ ادبیات می‌روند رمان‌های B را انتخاب می کنند، چرا که در‌فیلم ماجرا، شخصیت و اتمسفری را طراحی کردند که در‌رمان، درست به آن پرداخته نشده است. گرچه واقعیت بر‌این نکته استوار است که سینما همه خوانی بیشتری دارد و‌در محصول سینمایی، مخاطب بیشتر با اثر ارتباط برقرار می کند در حالی که ادبیات یک محصول در خلوت است و برای لذت بردن از آن باید در یک تنهایی با آن مواجه شوید. رمان دکتر ژیواگو گرچه نوبل ادبیات را دریافت کرد اما تاثیری که فیلم اقتباسی از آن بر مخاطب گذاشت سبب شد تا امروز در اذهان ماندگار شود.»به زعم او، اما ما در دوره ای زندگی می کنیم که به ناچار باید به اقتباس هم روی آوریم، چرا که روایت‌های فیلم‌سازان رو به پایان است و آنان ناچارند به منبعی متصل شوند. اما این اصلا به این معنا نیست که ما بگوییم این رجوع به ادبیات باید به سمت ادبیات کلاسیک برود، چرا که رمان‌ها و روایت‌های معاصر پتانسیل بیشتری برای اقتباس دارند.

شازده احتجاب، یکی از مطرح ترین ها
محمد طلوعی به یکی از مطرح ترین اقتباس‌های سینمای ایران، فیلم «شازده احتجاب» بهمن فرمان آرا که از روی رمان هوشنگ گلشیری ساخته شده هم اشاره می کند و باور دارد که این فیلم کیفیت رمان را در برنداشته، با وجود اینکه در روند نگارش و تولید آن، هوشنگ گلشیری همراه فرمان آرا بوده است.کیومرث پوراحمد برخلاف طلوعی معتقد است که «شازده احتجاب» یکی از‌موفق‌ترین اقتباس‌های سینمای ایران بوده:«اقتباس درست شبیه ترجمه است و شما مبدل کننده واژه به‌تصویر هستید. این نکته را در نظر داشته باشید که در سینما محدودیت زمان هست. حتی اگر رمان 100 صفحه ای جعفر مدرس صادقی را بخواهید اقتباس کنید در همین تعداد صفحه آنقدر ماجرا، حادثه و‌دیالوگ وجود دارد که در واقع نمی توان در 90 دقیقه آن را به‌تصویر کشید. شاید در آمریکا فیلم‌های سه ساعته هم ساخته شود، اما این محدودیت زمانی همواره در‌سینمای ایران وجود داشته و من باور دارم فیلم و‌رمان «شازده احتجاب» هر کدام در جایگاه خود واجد ارزش هستند.»

روایت مرادی کرمانی راست کار من بود
حالا که صحبت از سینمای اقتباس است و‌کیومرث پوراحمد هم حضور دارد، حاضران مایلند که گریزی به «قصه‌های مجید» و «اتوبوس شب» هم زده شود. اقتباسی از قصه‌های هوشنگ مرادی کرمانی گویا بسیار به مذاق پوراحمد خوش آمده است:« سال‌های زیادی بود که تلویزیون قصد ساخت آثار هوشنگ مرادی کرمانی را داشت و ابتدا به سراغ کارگردانان کرمانی رفته بود، اما به نتیجه نرسیده و با من وارد گفت و گو شدند. من وقتی قصه‌ها را کامل خواندم متوجه شدم که چقدر این روایت‌ها راست کار من است. از‌سویی مرادی کرمانی از معدود کســـانی است که خیلی‌ها داستان‌هایش را اقتباس کرده اند و او هیچ مشکلی با‌کم و زیاد کردن قصه اش در روند تبدیل شدن به فیلم نامه ندارد و آنقدر هوشمند است که می گوید قصه من در جایگاه خودش ارزش دارد و‌دیده می شود و فیلم تو هم با ارزش‌های خودش ماندگار می شود. من در نان و‌شعر، پنج قصه کوتاه او را با هم ادغام کردم و فیلم نامه را نگاشتم. این در حالی است که بسیاری از نویسندگان با این تغییرات در نوشته خود بسیار مخالفت می‌کنند. مثل اقتباسی که مسعود کیمیایی از داستان محمود دولت آبادی کرد و دولت‌آبادی تغییرات را بر نتابید. من قصه‌های مرادی کرمانی را یکی یکی می خواندم و یک جمله را انتخاب و‌خودم ادامه می دادم. بعضی‌از قسمت‌های فیلم با قصه شبیه است و‌‍بعضی دیگر بسیار متفاوت. حتی شخصیت مجید و بی بی فیلم با شخصیت مجید و بی بی قصه تا‌حدودی متفاوت است.»

خاطرات جالب قصه های مجید
پوراحمد از روند تولید «قصه‌های مجید» خاطرات جالبی را نقل می کند:« ما ابتدا کرمان را برای ضبط انتخاب کردیم که به اصل قصه شبیه باشد، اما یک خانم هم حاضر نشد برای تست در دفتر جلوی دوربین بیاید. ما هم برای شخصیت بی بی و هم بسیاری از زنان فیلم به نابازیگر نیاز داشتیم. این شد که به اصفهان آمدیم و من امروز می‌گویم اگر مادرم و خانواده با من همراهی نمی کردند محال بود با هزینه اندکی که در‌اختیار ما گذاشته بودند بتوانم ظرف یک سال این سریال را تولید کنیم. پیش تولید فیلم هم به‌یاری مادرم صورت گرفت که هر روز 20 زن میانسال را از میان همسایه‌ها برای تست جلو دوربین می‌آورد و‌لوکیشن‌های مجانی در محله تدارک می دید. در‌آخر هم خانواده من پیشنهاد دادند اگر به‌دنبال یک زن معمولی هستی چرا مادر خودمان را تست نمی زنی؟»آنطور که پوراحمد نقل می کند پروین دخت یزدانیان هم پیش از این چندین بار قصه‌های مرادی کرمانی را خوانده بود و پور احمد از او درخواست می کند برای اپیزود خواب زده جلو دوربین بیاید:« بعد از تست، بازی مادر بسیار به دلم نشست، اما فکر کردم شاید این احساس مادر و‌فرزندی است. تمام تست‌های زنان را به‌همراه تست مادر به چند نفر از فیلم سازان تهرانی که مادرم را هم نمی شناختند نشان دادم و همه بدون استثنا بازی مادر را تایید کردند و این چنین قصه‌های مجید رقم خورد.»کیومرث پوراحمد البته در بین فیلم‌های اقتباسی‌اش خاطرات تلخ هم دارد، مثل فیلم اخیرش «تیغ و ترمه» که در جشنواره فیلم فجرامسال هم حضور پیدا کرد، اما ساختارشکنی نقش زن در‌این فیلم را جامعه متعصب برنتابید و‌چالش‌هایی هم بین او و نویسنده داستان به‌وجود آمد. او‌اما باور دارد که در میان تمام آثار سینمایی‌اش آثار سطحی هم وجود داشته که امروز دیگر علاقه ای به آنها ندارد و به زعم خودش آن فیلم‌ها به زباله دان تاریخ پیوسته، اما در‌عوض فیلم‌هایی که او با جان و دل و‌چنگ و‌دندان و البته با کمترین امکانات و‌بیشترین کم‌لطفی‌ها ساخته آثار ماندگار او محسوب می شود. فیلم «اتوبوس شب» هم که اثر اقتباسی پور احمد است با قراردادی بسیار ناچیز و‌کمترین امکانات تولید شده و امروز به منزله تنها فیلم دفاع مقدسی راه یافته به جشنواره‌های خارجی از آن یاد می شود.

ارسال یک نظر

دو × 5 =