logo

دسته بندی: دسته‌بندی نشده

در ساعت شش عصر

سعید عابدی نامزد بخش آزاد جایزه جمالزاده که برای حضوردر مراسم اختتامیه این جایزه به اصفهان آمده بود. در حال و هوای برگزاری جایزه و برگزاری اختتامیه یادداشتی را در اختیار ما قرار داده است که خواندنش خالی از لطف نیست:

در ساعت شش عصر
صادق هدایت نگاهی به ساعت جیبی اش انداخت و پشت کتابی که در دست داشت چیزی نوشت و با صفحه متوفیان روزنامه صبح، بسته بندیش کرد و با آرامشی خواب گونه به دست بهرام صادقی رساند که در اتاق مجاور سیگار می کشید.
بهرام صادقی بسته را گرفت و از کنار بزرگ علوی که تکیه به صندلی داده بود و چشمهایش را بسته بود، گذشت. طبق عادت به اسامی ثبت شده در صفحه متوفیان روزنامه ی پیچیده به دور کتاب نگاهی کرد. نام بزرگ علوی با حروف درشت در بین متوفیان به چشمش خورد. دفترچه ای از جیبش درآورد و نوشت:« با کمال تاسف…بزرگ علوی. 28بهمن1375». ترسش را پنهان نکرد، همانطور دلهره در سینه، خودش را رو به روی جلال میان چهار چوب حیاط خانه اش ایستاده یافت…
سیمین چای می ریخت و چشمم مدام به بسته ای بود که بهرام آورده بود. طاقت نیاورد و قبل از آنکه سینی چای را به سرانجامش برساند بسته را از روی میز برداشت. انگشتش روی نام علوی لغزید و از همان نقطه بازش کرد. کتاب را از دل انبوه نامهای آشنای حک شده در میان آگهی های تسلیت بیرون کشید . عنوان کتاب هر سه را در جایشان خشک کرده بود که سیمین ازینرو به آن رویش بگرداند. دست خط خود هدایت بود. با درد و اشتیاق نوشته را طوری زمزمه کرد که دو مرد مجبور شدند گوش تیز کنند تا بشنوند:
«یا حق
دیدار به قیامت، ما رفتیم و دل شما شکستیم. سگ خور جناب مستطاب نادر خان ابراهیمی.
صادق هدایت
19فروردین1330».
جلال رنگش پریده بود. کمی درنگ کرد و بی مشورت با کسی با دست لرزان گوشی تلفن را برداشت و شماره نادر را گرفت. هر سه نفر اول به کتاب و بعد به تلفن خیره شدند.
نادر فقط توانست گوشی را بردارد و گوش دهد به صدای جلال، که با هیجان و تردید جریان را شرح می داد. بعد ناگهان صدای فرزانه جمله جلال را قطع کرد. او که نه می دانست پشت خط کیست و نه می شنوید چه می گوید با پرخاش گفت: الو…چی گفتین به نادر؟ الو … شما کی هستین؟ نادر چیزی یادش نمیاد… نادر فراموش کرده… دست از سر ما بردارید … نادر فقط گریه می کنه… فقط گریه… دست از سر ما بردارید
و گوشی را قطع کرد.
نادر پشت پنجره ایستاده بود.برای پرندگان دانه می ریخت و اشک با شرم بر گونه هایش جاری می شد. انگار که در رویا باشد با انگشت در هوا چیزی نوشت که فقط فرزانه عادت داشت بخواند. به سمتش رفت و همچون مهربان ترین مادران رد اشک را از گونه هایش زدود. سالها بعد آن رقص انگشتان نادر در هوا را این طور معنی کرد:
…«به آنها که از دور دستی بر آتش دارند برسانید: آتشمان بدون دود مانده. یکی بود و یکی نبود جمالزاده به دستم رسید اما هیچ کس نبود».
در ساعت شش عصر
درست ساعت شش عصر بود
که عباس معروفی پهنای صورت در کف دست پنهان کرد و گریست
شهریار مندنی پور گریست
مهشید امیر شاهی گریست
منیرو روانی پور گریست
رضا براهنی گریست
بهرام بیضایی گریست
و…و…و…و
…و ما هم گریستیم.

سعید عابدی
29بهمن1397
تالار هنر اصفهان
ساعت شش

گزارش نشست اقتباس با حضور کیومرث پوراحمد و محمد طلوعی

روایت مرادی کرمانی، راستِ کار من بود

«هر روز که یک داستان یا رمان تازه می خوانم این فکر در ذهنم جریان می گیرد که آیا در‌این روایت، ردی از سینما هست و آیا این قصه را می توان تصویری کرد؟ واقعیت این است که در میان روایت‌ها، بالاخره قصه‌هایی است که به قلاب آدم گیر می کند. گاهی بعضی قصه‌ها بسیار تاثیر گذارند مثل رمان استیل آلیس که من آن را در هواپیما خواندم و‌همانجا هم با صدای بلند زار زار گریه کردم و فکر کردم بد نیست فیلمی با مضمون آلزایمر بسازم.» اینها گفته‌های کیومرث پوراحمد است. کسی که محمد طلوعی باور دارد در‌سینمای ایران هیچ کس به اندازه او، سینمای اقتباسی را تجربه نکرده است. راست هم می گوید «قصه‌های مجید، خواهران غریب و اتوبوس شب» از بهترین اقتباس‌های او در کارنامه فیلمسازی اش محسوب می شود. پوراحمد حالا به اصفهان آمده تا در خلال برگزاری «جایزه جمالزاده» و نمایشگاه صنعت سینما در کنار محمد طلوعی از اقتباس در سینما بگوید.

محمد طلوعی داستان نویس دوشادوش کیومرث پوراحمد فیلم‌ساز نشسته است و می گوید:« با آنکه سینما خوانده ام، اما فعالیت اصلی ام ادبیات است. کیومرث پوراحمد هم فیلم‌سازی است که با ادبیات، میانه بسیار خوبی دارد.» کیومرث پوراحمد معتقد است:«اگر فیلمی را تماشا کردید که از یک داستان اقتباس شده بود خیال نکنید تماشای آن فیلم با‌خواندن رمانش برابری می کند. چرا که این دو جریان متفاوت اند. غالبا در فیلم قسمت‌های زیادی از رمان کاسته و بخش‌های تازه ای برآن افزوده می شود. فیلم استیل آلیس که ماجرای یک پرفسور دانشگاه‌هاروارد که به آلزایمر مبتلا شده را روایت می کند اصلا به اندازه رمانش تاثیر گذار نیست، گرچه این فیلم برگزیده جایزه اسکارهم شده است. از سویی فیلم اقتباسی آبلوموف که سال‌ها پیش تولیده شده هم دنیای متفاوتی نسبت به رمانش دارد. در این میان اما آثاری هم هستند مثل رمان‌های شکسپیرکه بارها اقتباس شده و هر کدام هم جذابیت‌های خاص خود را داشتند.»

بهترین اقتباس ها، از رمان های درجه 2 و 3 هستند
محمد طلوعی در‌ادامه همین مبحث به این باور رایج در‌سینما اشاره می کند که بهترین فیلم‌های اقتباسی از رمان‌های درجه دو وسه ساخته شده‌اند و‌رمان‌های شاهکار نمی‌توانند کیفیت‌های ادبی را در نسخه سینمایی خود حفظ کنند:«فیلم‌سازانی چون هیچکاک که به طور معمول زیاد سراغ ادبیات می‌روند رمان‌های B را انتخاب می کنند، چرا که در‌فیلم ماجرا، شخصیت و اتمسفری را طراحی کردند که در‌رمان، درست به آن پرداخته نشده است. گرچه واقعیت بر‌این نکته استوار است که سینما همه خوانی بیشتری دارد و‌در محصول سینمایی، مخاطب بیشتر با اثر ارتباط برقرار می کند در حالی که ادبیات یک محصول در خلوت است و برای لذت بردن از آن باید در یک تنهایی با آن مواجه شوید. رمان دکتر ژیواگو گرچه نوبل ادبیات را دریافت کرد اما تاثیری که فیلم اقتباسی از آن بر مخاطب گذاشت سبب شد تا امروز در اذهان ماندگار شود.»به زعم او، اما ما در دوره ای زندگی می کنیم که به ناچار باید به اقتباس هم روی آوریم، چرا که روایت‌های فیلم‌سازان رو به پایان است و آنان ناچارند به منبعی متصل شوند. اما این اصلا به این معنا نیست که ما بگوییم این رجوع به ادبیات باید به سمت ادبیات کلاسیک برود، چرا که رمان‌ها و روایت‌های معاصر پتانسیل بیشتری برای اقتباس دارند.

شازده احتجاب، یکی از مطرح ترین ها
محمد طلوعی به یکی از مطرح ترین اقتباس‌های سینمای ایران، فیلم «شازده احتجاب» بهمن فرمان آرا که از روی رمان هوشنگ گلشیری ساخته شده هم اشاره می کند و باور دارد که این فیلم کیفیت رمان را در برنداشته، با وجود اینکه در روند نگارش و تولید آن، هوشنگ گلشیری همراه فرمان آرا بوده است.کیومرث پوراحمد برخلاف طلوعی معتقد است که «شازده احتجاب» یکی از‌موفق‌ترین اقتباس‌های سینمای ایران بوده:«اقتباس درست شبیه ترجمه است و شما مبدل کننده واژه به‌تصویر هستید. این نکته را در نظر داشته باشید که در سینما محدودیت زمان هست. حتی اگر رمان 100 صفحه ای جعفر مدرس صادقی را بخواهید اقتباس کنید در همین تعداد صفحه آنقدر ماجرا، حادثه و‌دیالوگ وجود دارد که در واقع نمی توان در 90 دقیقه آن را به‌تصویر کشید. شاید در آمریکا فیلم‌های سه ساعته هم ساخته شود، اما این محدودیت زمانی همواره در‌سینمای ایران وجود داشته و من باور دارم فیلم و‌رمان «شازده احتجاب» هر کدام در جایگاه خود واجد ارزش هستند.»

روایت مرادی کرمانی راست کار من بود
حالا که صحبت از سینمای اقتباس است و‌کیومرث پوراحمد هم حضور دارد، حاضران مایلند که گریزی به «قصه‌های مجید» و «اتوبوس شب» هم زده شود. اقتباسی از قصه‌های هوشنگ مرادی کرمانی گویا بسیار به مذاق پوراحمد خوش آمده است:« سال‌های زیادی بود که تلویزیون قصد ساخت آثار هوشنگ مرادی کرمانی را داشت و ابتدا به سراغ کارگردانان کرمانی رفته بود، اما به نتیجه نرسیده و با من وارد گفت و گو شدند. من وقتی قصه‌ها را کامل خواندم متوجه شدم که چقدر این روایت‌ها راست کار من است. از‌سویی مرادی کرمانی از معدود کســـانی است که خیلی‌ها داستان‌هایش را اقتباس کرده اند و او هیچ مشکلی با‌کم و زیاد کردن قصه اش در روند تبدیل شدن به فیلم نامه ندارد و آنقدر هوشمند است که می گوید قصه من در جایگاه خودش ارزش دارد و‌دیده می شود و فیلم تو هم با ارزش‌های خودش ماندگار می شود. من در نان و‌شعر، پنج قصه کوتاه او را با هم ادغام کردم و فیلم نامه را نگاشتم. این در حالی است که بسیاری از نویسندگان با این تغییرات در نوشته خود بسیار مخالفت می‌کنند. مثل اقتباسی که مسعود کیمیایی از داستان محمود دولت آبادی کرد و دولت‌آبادی تغییرات را بر نتابید. من قصه‌های مرادی کرمانی را یکی یکی می خواندم و یک جمله را انتخاب و‌خودم ادامه می دادم. بعضی‌از قسمت‌های فیلم با قصه شبیه است و‌‍بعضی دیگر بسیار متفاوت. حتی شخصیت مجید و بی بی فیلم با شخصیت مجید و بی بی قصه تا‌حدودی متفاوت است.»

خاطرات جالب قصه های مجید
پوراحمد از روند تولید «قصه‌های مجید» خاطرات جالبی را نقل می کند:« ما ابتدا کرمان را برای ضبط انتخاب کردیم که به اصل قصه شبیه باشد، اما یک خانم هم حاضر نشد برای تست در دفتر جلوی دوربین بیاید. ما هم برای شخصیت بی بی و هم بسیاری از زنان فیلم به نابازیگر نیاز داشتیم. این شد که به اصفهان آمدیم و من امروز می‌گویم اگر مادرم و خانواده با من همراهی نمی کردند محال بود با هزینه اندکی که در‌اختیار ما گذاشته بودند بتوانم ظرف یک سال این سریال را تولید کنیم. پیش تولید فیلم هم به‌یاری مادرم صورت گرفت که هر روز 20 زن میانسال را از میان همسایه‌ها برای تست جلو دوربین می‌آورد و‌لوکیشن‌های مجانی در محله تدارک می دید. در‌آخر هم خانواده من پیشنهاد دادند اگر به‌دنبال یک زن معمولی هستی چرا مادر خودمان را تست نمی زنی؟»آنطور که پوراحمد نقل می کند پروین دخت یزدانیان هم پیش از این چندین بار قصه‌های مرادی کرمانی را خوانده بود و پور احمد از او درخواست می کند برای اپیزود خواب زده جلو دوربین بیاید:« بعد از تست، بازی مادر بسیار به دلم نشست، اما فکر کردم شاید این احساس مادر و‌فرزندی است. تمام تست‌های زنان را به‌همراه تست مادر به چند نفر از فیلم سازان تهرانی که مادرم را هم نمی شناختند نشان دادم و همه بدون استثنا بازی مادر را تایید کردند و این چنین قصه‌های مجید رقم خورد.»کیومرث پوراحمد البته در بین فیلم‌های اقتباسی‌اش خاطرات تلخ هم دارد، مثل فیلم اخیرش «تیغ و ترمه» که در جشنواره فیلم فجرامسال هم حضور پیدا کرد، اما ساختارشکنی نقش زن در‌این فیلم را جامعه متعصب برنتابید و‌چالش‌هایی هم بین او و نویسنده داستان به‌وجود آمد. او‌اما باور دارد که در میان تمام آثار سینمایی‌اش آثار سطحی هم وجود داشته که امروز دیگر علاقه ای به آنها ندارد و به زعم خودش آن فیلم‌ها به زباله دان تاریخ پیوسته، اما در‌عوض فیلم‌هایی که او با جان و دل و‌چنگ و‌دندان و البته با کمترین امکانات و‌بیشترین کم‌لطفی‌ها ساخته آثار ماندگار او محسوب می شود. فیلم «اتوبوس شب» هم که اثر اقتباسی پور احمد است با قراردادی بسیار ناچیز و‌کمترین امکانات تولید شده و امروز به منزله تنها فیلم دفاع مقدسی راه یافته به جشنواره‌های خارجی از آن یاد می شود.

جمالزاده بخوانیم تا خودمان را بشناسیم

پژوهشگر ادبیات داستانی معاصر ایران در آیین اختتامیه نخستین دوره از علی خدایی، شهرداری و شورای شهر اصفهان برای راه اندازی این جایزه سپاسگزاری می کند و می گوید: من از تعبیر خود محمدعلی جمالزاده استفاده می کنم و می‌گویم امیدوارم «مرکب محو» بر جایزه جمالزاده کشیده نشود و همه ساله شاهد برگزاری آن باشیم.
به گزارش روابط عمومی جایزه جمالزاده، او با اشاره به نکاتی درباره شخصیت و جهان داستانی جمالزاده ادامه می دهد: برخی از منتقدانی که درباره جمالزاده مطلب نوشته اند، آثار او را به طور کامل نخوانده اند. درباره جمالزاده حرف بسیار است، اما جمالزاده خوانی بسیار کم. او در دهه بیست «راه‌آب‌نامه» را نوشت که می توان آن را یکی از ده رمان بزرگ ادبیات داستانی ایران به شمار آورد. او در این رمان تابلویی تمام نما از سرنوشت روشنفکر ایرانی پیش روی خواننده قرار می دهد. به همین خاطر من معتقدم او نوگرایی است که ضرورت تغییر در جامعه ایرانی را حس کرده و با تلفیق داستان‌گویی شفاهی شرقی با صنعت‌های داستانی غرب توانسته ادبیات جدید داستانی ایران را پایه‌گذاری کند.
نویسنده کتاب «شهروند شهرهای داستانی» ادامه می دهد: جمالزاده در «یکی بود و یکی نبود» سرنوشت آدم ها و جامعه ای را بیان می کند که مدت ها در رکود و سکوت بوده و اکنون به حرکت درآمده. جامعه ای که نابسامانی های آن در همین حرکت بیشتر عیان شده است. بنابراین خواندن داستان های او کمک می‌کند ایرانی برای خودش بهتر شناسانده شود.این منتقد معتقد است: روح کلی داستان‌های جمالزاده هنوز زنده است و این یا مشکل جامعه ماست یا هنر جمالزاده که عیوب و مشکلاتی که در داستان‌های او به آن اشاره شده، هنوز در جامعه‌مان دیده می شود.
او با محسوب کردن جمالزاده در مجموعه کلاسیک‌های ادبیات ایران ادامه می دهد: به تعبیر ایتالو کالوینو، آثار نویسندگان کلاسیک را می‌توان بارها خواند و هر بار معنی تازه‌ای از آن کشف کرد. علاوه بر اینکه در داستان های جمالزاده تیپ‌های متنوعی وجود دارد و این درست همان چیزی است که ادبیات داستانی ایران امروز از آن بی بهره است. زبان در بعضی از داستان‌های جمالزاده مانند یک رود خروشان جریان دارد و خواننده را با خود همراه می‌کند، بنابراین آشنایی با این واژگان گسترده قطعا می تواند چراغی فراروی نویسندگان جوان ما باشد.این پژوهشگر ادبیات داستانی معاصر از داستان نویسان جوان درخواست می‌کند بدون ترس از قرارگرفتن در مظان اتهام واپس‌گرایی به آثار جمالزاده رجوع کنند و از آن درس بگیرند.

در جستجوی نگاه خلاقانه

دبیر جایزه جمالزاده در اختتامیه نخستین دوره این جایزه که شامگاه 29 بهمن ماه در تالار هنر اصفهان برگزار شد اظهار کرد: جایزه جمالزاده در آستانه یکصدمین سال پیدایش داستان کوتاه ایران، به یاد بنیانگذار آن در زادگاه جمالزاده برگزار می شود و امیدواریم که علاوه بر استمرار این جایزه هر ساله شاهد رشد کیفی و کمی بخش های مختلف آن نیز باشیم.

رضا روحانی با ارائه گزارشی از روند اجرای این جایزه ادامه داد: فراخوان نخستین جایزه ادبی جمالزاده، مهرماه سال جاری توسط سازمان فرهنگی، ورزشی و اجتماعی شهرداری اصفهان در سه بخش داستان کوتاه آزاد، داستان کوتاه اصفهان و زندگی نگاره‌های اصفهان منتشر شد و بنابر آنچه در متن فراخوان اعلام شده بود آثار بخش اصفهان می بایست با عناصر اصفهان پیوند داشته و از ویژگی‌های تاریخی و جغرافیایی اماکن و نمادهای شهری و زیارتی و نیز سبک زندگی مردم آن استفاده داستانی می‌کردند، در بخش آزاد درون‌مایه آثار آزاد محصول کار خلاق نویسندگان بود و زندگی نگاره‌های اصفهان تجربه‌های زندگی یا سفر به اصفهان در قالب ادبی ناداستان روایت می‌کرد.

او هدف از برگزاری این جایزه را توجه ویژه به هنر داستان به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های رشد و توسعه جامعه، بهره‌گیری از شخصیت، نام و میراث ادبی جمالزاده به‌عنوان آغازگر داستان‌نویسی ایران و یکی از سرمایه‌های فرهنگی اصفهان و همچنین فراهم شدن زمینه‌های پژوهش، شناخت و بازتاباندن تاریخ، فرهنگ و زیست‌بوم اصفهان در آثار ادبی خلاقانه بیان کرد و گفت: توجه ویژه به پدیدآورندگان آثار خلاقانه در زمینه اصفهان، ارج نهادن به تجربه‌های شخصی، محلی و عمومی در جلب نگرش ملی و جهانی در راستای تقویت درک متقابل و همدلی اجتماعی عمیق‌تر از طریق نگارش زندگی نگاره‌ها و نیز تلاش در دستیابی به نگاه و بیان ویژه و از آن خود در زندگی و تلاش برای رسیدن به نوعی داستان ایرانی که جامعه نیازمند آن است و آن را در خود ببیند، از دیگر اهداف برپایی این جایزه ملی است.
روحانی، با بیان اینکه جمالزاده در زندگی خود آثار نو و خلاقانه‌ای را برای زمانه خودش خلق می کرد جایزه ادبی جمالزاده را نیز بستری برای خلق آثاری که نگاهی تازه و خلاق به ناگفته‌ها یا کمتر گفته‌ها از فرهنگ با بن‌مایه‌های هویتی داشته باشد دانست.
وی خاطرنشان کرد: 1547 اثر به جایزه جمالزاده رسید و ما به تفکیک در بخش آزاد با ۹۷۸ اثر، در بخش اصفهان با ۴۱۱ اثر و در بخش زندگی نگاره‌ها با ۱۵۸ اثر مواجه بودیم. استقبال شرکت کنندگان داخلی و خارجی از این جایزه ما و داوران را شگفت زده کرد تا جایی که می توانیم اعلام کنیم شورای سیاستگذاری نخستین جایزه ادبی جمالزاده قصد دارد تا سال ۱۴۰۰ این جایزه را به‌عنوان معتبرترین جایزه ادبی پایتخت فرهنگ و هنر ایران اسلامی برگزار کند تا موجب تشویق پدیدآورندگان عرصه داستان و زندگی‌نگاره شود.

معرفی برگزیدگان بخش زندگی نگاره نخستین جایزه جمالزاده

هیئت داوران بخش زندگی نگاره نخستین جایزه جمالزاده متشکل از آرش صادق بیگی، سلمان باهنر، سینا دادخواه، نفیسه مرشدزاده و بهزاد دانشگر در آیین اختتامیه جایزه جمالزاده از بین 12 اثر راه یافته به مرحله نهایی، سه اثر زیر را به عنوان برگزیده معرفی کردند که اسامی آن ها به شرح زیر است:

نفر اول: مکرمه شوشتری برای اثر پولاروید
نفر دوم: محسن رهنما برای اثر مردی مقابل رژه
نفر سوم: محمدرضا عبداللهی برای اثر جایی که توپ‌های هفت‌سنگ می‌روند و در آنجا گم می‌شوند.

به گزارش روابط عمومی جایزه جمالزاده، حامد کلاه‌دوز، امین اطمینان،‌ زهره سطوت،‌ مرضیه کهرانی،‌ پژمان نظرزاده آبکنار،‌ موژان نادریان،‌ مهرواه فردوسی، ‌الهه ایمانی پور،‌ مکرمه شوشتری،‌ محمدرضا عبداللهی،‌ محسن رهنما و نگین بنی‌عامریان نامزدهای نهایی بخش زندگی نگاره جایزه جمالزاده بودند.

معرفی برگزیدگان بخش داستان اصفهان نخستین جایزه جمالزاده

هیئت داوران بخش داستان اصفهان نخستین جایزه جمالزاده متشکل از آرش صادق بیگی، سلمان باهنر، سینا دادخواه،‌ نفیسه مرشد زاده و بهزاد دانشگر در آیین اختتامیه جایزه جمالزاده از بین 10 اثر راه یافته به مرحله نهایی، سه اثر زیر را به عنوان داستان های برگزیده معرفی کردند که اسامی آن ها به شرح زیر است:

نفر اول: مریم منوچهری برای داستان شب خاموش نقش‌جهان
نفر دوم: هما جاسمی برای داستان آختامار
نفر سوم: نسیبه فضل‌اللهی برای داستان اتللوی تابستانی

به گزارش روابط عمومی جایزه جمالزاده، اسماعیل سالاری،‌ نسیبه فضل‌اللهی،‌ رضا مختاری،‌ مریم منوچهری،‌ طیبه صابری، هما جاسمی، مهراوه فردوسی، مجتبی هژبری، زهرا سماواتیان و سید احمد بطحایی نامزدهای نهایی بخش اصفهان جایزه جمالزاده بودند.

معرفی برگزیدگان بخش آزاد نخستین جایزه جمالزاده

هیئت داوران بخش آزاد نخستین جایزه جمالزاده متشکل از شاپور بهیان، مریم حسینیان، ناهید طباطبایی، مهدی ربی و سیاوش گلشیری در آیین اختتامیه جایزه جمالزاده از بین 22 اثر راه یافته به مرحله نهایی، سه اثر زیر را به عنوان داستان های برگزیده معرفی کردند که اسامی آن ها به شرح زیر است:

نفر اول: ناهید عصمتی برای داستان پشت‌بام نجمه
نفر دوم: مجتبی شول افشارزاده برای داستان سفرهای گلی
نفر سوم: زهرا نی‌چین برای داستان جای پنجه‌های بابا

به گزارش روابط عمومی جایزه جمالزاده، انوشه منادی، علی یزدانی نجف آبادی، ناهید عصمتی، سعید عادبدی، مجتبی مقدم، سولماز اسعدی، کتایون صهبا، امین اطمینان، احمد مولوی، سولماز شبانی، عطیه خراسانی، علی نیک جو، مانلی آذرمهر، زهرا مهاجری کاشانی، مجتبی شول افشار زاده، مجتبی هژبری، معصومه قدردان، عطیه جوادی راد، کاظم آقایی، سعید تیموری، زهرا نی‌چین و امین کریمی نامزدهای نهایی بخش آزاد جایزه جمالزاده بودند.

ترویج «گفتگو»، ثمره درخشان جایزه جمالزاده

شهردار اصفهان در آیین اختتامیه نخستین جایزه ملی جمالزاده که شامگاه 29 بهمن ماه در تالار هنر اصفهان برگزار شد اظهار کرد: محمدعلی جمالزاده به عنوان یکی از چهره‌های برجسته و شاخص ادبیات ایران، به مدت 16 سال در این شهر زندگی کرد و 90 سال مابقی عمرش را به روایت آن پرداخت.
قدرت‌الله نوروزی ادامه داد: این نویسنده بزرگ سه دوره حاکمیت قاجاریه، پهلوی‌ها و جمهوری اسلامی ایران را درک کرد و طبعا آثار درخشان او حاصل چنین درک عمیقی از وقایع است.
او با اشاره به تعیین نام یک خیابان در اصفهان به نام جمالزاده، تاکید کرد: بسیار خرسندم که در یک سال اخیر چنین رویدادهایی در شهر موجب شد تا نام افراد شاخصی همچون محمدعلی جمالزاده و کاوه آهنگر دوباره بر سر زبان مردم شهر بیفتد و درباره شناخت آنها راغب شوند.
او با بیان اینکه تلاش برای کسب معیارهای شهر فرهنگی در صدر فهرست برنامه‌های شهرهای مهم جهان قرار دارد، گفت: یکی از شاخص‌های شهر فرهنگی، بسترسازی برای رشد هنر و زیست راحت و بیان آزاد برای هنرمندان است. چراکه در اینصورت شاهد خلاقیت فرهنگی در تمامی ابعاد فرهنگی، اجتماعی و انسانی خواهیم بود.
او اضافه کرد: باید توجه داشت که چنانچه این خلاقیت در یک فرآیند مشخص قرار گیرد، می‌توانیم ادعای جهان‌شهری کرده و از راهکارهای جهانی در کنار ظرفیت‌های محلی برای حل مشکلات درون‌شهری بهره‌مند شویم و در نهایت، شهر را به یک اسطوره بدل کنیم.
شهردار اصفهان با تاکید بر اینکه اصفهان در چنین مسیری قرار دارد، اظهار کرد: این شهر از موقعیتی ویژه برخوردار است. در مسیر جاده ابریشم قرار دارد، از حیث جغرافیایی در مرکز کشور قرار گرفته و مهم‌تر اینکه میراث‌دار فضایی ناب از گذشته است که منجر به شکل‌گیری سبک‌ها، مکاتب و اندیشه‌هایی ناب است. چنانچه در عرصه ادبیات همواره پیشرو بوده و از مصادیق بارز این پیشروی، برپایی جایزه ملی جمالزاده است.
نوروزی در ادامه از جایزه ملی جمالزاده به عنوان بستری برای رشد هنر و ادبیات نام برد و تاکید کرد: چنین جشنواره بزرگی، مقدمات ایجاد گفتگو میان طیف وسیعی از افراد را فراهم کرده و مسائل اجتماعی بسیاری را مد نظر قرار می‌دهد.
او افزود: جایزه جمالزاده قادر است ظرفیت‌های هنری موجود را به جامعه معرفی کند.
شهردار اصفهان با بیان اینکه اصفهان از سابقه و میراثی درخشان در عرصه‌های مختلف برخوردار است، گفت: شهر اصفهان در مسیر زیست پذیری قرار دارد و امیدوارم بتوانیم فضایی را در این شهر فراهم کنیم تا نه فقط برای شرکت در جایزه ملی جمالزاده، بلکه تا همیشه مقصد اصلی و نهایی همه شما برای سفر باشد.

شرکت در جایزه جمالزاده برایم یک باید بود

موژان نادریان، فینالیست بخش زندگی‌نگاره جایزه جمالزاده برای ما نوشته:
اولین بار در یک سایت که فراخوان های جشنواره های ادبی را منتشر می کرد با جایزه جمالزاده آشنا شدم در اصل با عصبانیت داشتم خبر تمدید مهلت ارسال آثار به جشنواره دیگری را می‌دیدم و به این موضوع فکر می‌کردم چقدر غیراخلاقیست که زمان ارسال آثار تمدید شود چون شرکت کننده هایی که در بازه زمانی مقرر اثرشان را ارسال کرده بودند، فقط به خاطر احترام به قوانین جشنواره فرصت کمتری داشته‌اند. در همین فکرها بودم که چشمم به فراخوان جشنواره جمالزاده افتاد، جشنواره ادبی با محوریت اصفهان به اسم محمدعلی جمالزاده بود. طبیعتا بعدش دیگر به هیچ چیز فکر نکردم. اصفهان و ادبیات هردو برایم بسیار ارزشمندند.
تجربه من می‌گوید جایزه های ادبی عملکردی شبیه به سکوهای پرتاب در بازی های کامپیوتری دارند. معمولا شرکت کننده را به فضای گرافیکی متفاوتی پرتاب می‌کنند و گاهی حتی به یک یا دومرحله بالاتر. اما فرود آمدن بعد از پرتاب در محیط تازه کار سختی است، خیلی ها به جای فرود آمدن به مرحله های پایین تر سقوط می‌کنند، بعضی ها همان لحظه که به مرحله جدید می رسند به مانعی برخورد می کنند و بازی را می بازند. بعضی وقت ها هم در محیط جدید پررنگ و لعاب راهشان را ادامه می دهند اما مدام به تصویرهایی که زمان پرتاب به مرحله بالا دیدند فکر می کنند. به تمام امتیازهایی که اگر مسیر را به صورت عادی طی می کردند می توانستند به دست بیاورند. منظورم این نیست که سکوهای پرتاب معمولا نقش منفی دارند اما مهم است که به اندازه کافی در مراحل مختلف وجود داشته باشند تا شرکت‌کننده تجربه و مهارت کافی برای استفاده از آن به دست بیاورد.
جایزه‌های ادبی در کشور ما کمتر استمرار دارند و معمولا یک سطح را دربر می‌گیرند. خیلی وقت ها نویسنده ای که یک یا دو جایزه ادبی را در بازه زمانی برده است، یا خودش ترجیح می دهد مدتی در جشنواره دیده نشود یا شرکت‌کننده های دیگر آنقدر از حضور او اظهار ناراحتی کرده و به هر چیزی متهمش می کنند که از رقابت صرفنظر کند. به هرحال من فکر می کنم جشنواره نه تنها باید استمرار داشته باشند بلکه لازم است از داوران حرفه ای و توانمند بهره ببرد و نویسنده ها در سطوح مختلف بتوانند در آن شرکت کنند و جایزه اعتبارش را از کیفیتش دریافت کند، نه از مبلغی که برای جایزه تعیین شده‌است.
اما فارغ از اینکه جایزه ها چه تاثیری در فضای ادبی کشور می گذارند کارکردهای دیگری هم دارند. اگر به گزارش سازمان جهانی اقتصاد نگاه کنیم یکی از عوامل موثر بر گردشگری و اقتصاد در هر مقصدی را جشنواره ها و نشست ها در نظر گرفته شده است، در نسخه سال 2017 ایران جایگاه 99 ام در میان 136کشوری که مورد مطالعه قرار گرفته اند را دارا است. تصور من بر این است چنانچه جشنواره‌های ادبی براساس مطالعه و استانداردهای رویدادهای ملی و بین المللی طراحی شوند می توانند نه تنها بر جریان های فرهنگی بلکه بر اقتصاد یک مقصد نیز موثر باشد.
من در جایزه داستان تهران و یکی دو جشنواره دیگر هم شرکت کرده ام. همیشه جشنواره‌های ادبی برای من دوستان تازه ای را به همراه آورده اند. دوستانی که گاهی بهترین منتقد و مشوقم در نوشتن بوده‌اند. دوستانی که روزهایی که هیچ کلمه های برای نوشتن ندارم، داستانهایشان را می خوانم یا به پیشنهادهایشان برای مطالعه کتاب های جدید سر میزنم. علاوه بر این اصفهان بستر بیشتر خاطرات من یا سوژه هایی است که به ذهنم می رسد، بنابراین شرکت در جایزه جمالزاده بیشتر برای من یک باید بود تا انتخاب.
من دراین جایزه در بخش زندگی نگاره ها شرکت کرده‌ام و تصمیمم بر این بود که در هر سه بخش شرکت کنم اما متاسفانه فرصت خیلی کمی برای نوشتن داشتم بنابراین ترجیح دادم ریسک کنم و زندگی نگاره ها را انتخاب کنم. زندگی‌نگاره ها برایم بسیار جذابند چون سالها در اصفهان زندگی کرده ام، خانواده ام از نوادگان میرزامهدی استرآبادی تاریخ نویس دوران نادرشاه هستند و تا چند سال پیش در بخش بزرگی از چهارباغ خواجو زندگی می کرده‌اند، سبک زندگی آنها و خاطراتشان همیشه برایم جذاب و پرکشش بوده، اما روایت آن برای دیگران زمانی برایم اهمیت پیدا کرد که متوجه شدم نه تنها فضاهای قدیمی که داستانهایی که در آن شکل می گرفت به سرعت در حال از بین رفتن هستند بلکه کم کم راویان این خاطرات هم از دنیا می رفتند و داستان هایشان را هم با خود می بردند. من با خرده روایت هایی روبه رو بودم که هربازمانده به شیوه خودش آن را روایت می کرد و تجربه نوشتنشان هیجان انگیز، غم انگیز و گاهی بسیار خنده دار بود در نهایت تصمیم گرفتم برای جشنواره جمالزاده بخش کوچکی از این روایت ها را که رابطه نزدیکی با خاطرات خودم داشت انتخاب کنم. اما شاید در فرصت دیگری مفصل تر به آن بپردازم.

به نظر من اینکه جشنواره سه بخش مجزا دارد هوشمندی طراحان جشنواره را می رساند. بسیاری از داستان ها براساس خاطرات و تجربه های شخصی نوشته می شوند، ممکن است این تجربه ها به خودی خود جذاب باشند اما وقتی با عناصر داستانی ترکیب می شوند نتوانند به استاندارد یک داستان خوب نزدیک شوند. بنابراین اختصاص دادن بخش جداگانه به زندگی نگاره ها نه تنها به افزایش کیفیت داستان ها در بخش های دیگر کمک می کند بلکه می تواند وقایع و روایت های کوچک اما جذابی که احتمال فراموش شدن آنها زیاد است را به ثبت برساند. من فکر می کنم اهمیت دادن به داستانواره و زندگی گاره ها می تواند کمک کند تا تمام تاریخ را فاتحان ننویسند.
اما در مورد جشنواره، فکر می کنم برگزاری بهتر جشنواره منوط به استمرار و فرمایشی نبودن آن است در استمرار است که نقاط قوت و ضعف مشخص می شود و کیفیت بهبود پیدا می کند و انتظارها شکل می گیرد.
نمی دانم بار دیگر در این جشنواره شرکت می کنم یا نه. چون قضاوت کردن پیش از به اتمام رسیدن آن و خواندن آثار و… امکان‌پذیر نیست. علاوه براین نوشتن برای من یک فرآیند همیشگی نیست و معمولا جوششی اتفاق می افتد، با این وجود اگر سال دیگر هم آماده نوشتن باشم، از این فرصت استفاده خواهم کرد.

برگزاری جایزه جمالزاده خوش‌ذوقی اصفهانی‌هاست

حسن میرعابدینی که به عنوان سخنران در مراسم اختتامیه جایزه جمالزاده حضور خواهد داشت، معتقد است: محمدعلی جمالزاده همچنان حرف های زیادی برای ما دارد و خواندن آثارش برای نسل امروز یک ضرورت است.جمالزاده از دو جنبه خواندنی است: یکی شناخت گسترده اش از روحیات جامعه ایرانی و دیگر تسلطش به زبان. چون گستره واژگان او هر خواننده ای را شگفت زده می‌کند. همین دو دلیل کافی است تا جمالزاده خوانی برای اهالی نوشتن و ادبیات جوان امروز ضروری شود.به گزارش اصفهان زیبا، این منتقد ادبی و پژوهشگر ادبیات داستانی معاصر ایران در پاسخ به این پرسش که چرا آثار جمالزاده کمتر خوانده شده است، می‌گوید: بیشتر منتقدان و کسانی که درباره جمالزاده نظر می‌دهند آثار او را نخوانده اند یا فقط «یکی بود یــکــی نـبـود» را خــوانده‌انــد. درحالی‌که باید جمالزاده را از ابـتـدا و با دقت بیشتری خواند. همـیـن مهم باعث شده با وجود کتاب‌هــای مــخــتــلـفــی که درباره جـمـالــزاده نوشته شده، به نــوشــتــن کـتـاب دیـگـری درباره او همت کنم.میر عابدینی که به تازگی کتاب «شهروند شهرهای داستانی» را با محوریت آثار جمالزاده نوشته، ادامه می‌دهد: دراین کتاب به بررسی ویژگی های تک تک آثار او به لحاظ ساختاری و زبانی پرداخته‌ام و تلاش کرده ام جمالزاده داستان نویس را به نوعی دیگر مورد توجه قرار دهم، چون فکر می کنم از منظرهای گوناگون می توان جمالزاده خواند و آثار او را مورد بررسی قرار داد.او سپس برگزاری جایزه ای با نام «جمالزاده» در اصفهان را خبر بسیار خوشایندی می داند و می‌گوید: هم خاطره چند دوره برگزاری خوب جایزه ادبی اصفهان در ذهن‌ها مانده است، هم اینکه جمالزاده به نوعی پایه گذار داستان نوین ایران است و اینکه در شهر محل تولدش جایزه ای به نام او برگزار شود، نوعی خوش ذوقی اصفهانی است.او در پاسخ به این پرسش که چطور با وجود اینکه جمالزاده در نوجوانی از شهر اصفهان می رود،این شهر تا پایان عمر در وجود او ریشه می دواند، خاطرنشان می‌کند: همانطور که در کتاب «شهروند شهرهای داستانی» هم نوشته ام، اصفهان و تهران شهرهایی در رویای جمالزاده هستند و او مثل هر هنرمند دیگری شهر خودش را می سازد، بنابراین ما با اصفهان خاص او مواجه می شویم.شایان ذکر است، نخستین جایزه جمالزاده مهر ماه امسال در اصفهان آغاز به کار کرد و امروز ساعت شش عصر با اعلام اسامی نفرات برگزیده در حضور جمعی از اهل فرهنگ و ادبیات در تالارهنر اصفهان به کار خود پایان می دهد.

منبع: روزنامه اصفهان زیبا