logo

جایزه جمالزاده؛ ‌احیاگر ادبیات مدفون شده

روزنامه اصفهان زیبا گفتگویی با احمد آرام نویسنده خوب بوشهری درباره جایزه جمالزاده داشته و امروز آن را نشر داده است.

آرام که خود تاکنون داوری بسیاری از جوایز ادبی کشور را برعهده داشته است، کیفیت برگزاری دوره نخست جایزه جمالزاده را رضایت بخش و مثبت ارزیابی کرده و آن را فرصتی برای آموزش و رشد ادبیات معاصر می‌داند.
این نویسنده همچنین نام‌گذاری این رویداد به نام محمدعلی جمالزاده را گام مهمی‌به سمت بازنمایی بخش مدفون‌شده ادبیات معاصر ایران می‌داند: «محمدعلی جمالزاده در کنار نویسندگان بزرگی همچون صادق هدایت، صادق چوبک، بزرگ علوی و… ادبیات ایران را نو کرده و در دوره‌ای که ما شدیدا در پاورقی‌های رمانتیک مجلات غرق شده بودیم، ادبیاتی را به ما معرفی کردند که آغازگر داستان ایرانی و ایرانی شدن داستان بود و اکنون جایزه جمالزاده با قرار دادن نام او بر خود به عنوان یکی از احیاگران ادبیات مدفون شده معاصر ایران کارکرد خود را در این مسیر قرار داده است.

به گمان او، محمدعلی جمالزاده با وارد کردن ضرب المثل‌ها و باورهای مردمی ‌در قالبی داستانی و باورپذیر، توانسته است جامعه خرافی آن دوران را با ادبیات سر و سامان ببخشد و امروز آثار او مرجع ارزشمند و مناسبی برای نویسندگان جوان است. رساندن صدای مردم کوچه و بازار که تا آن روز کسی صدایشان را نمی‌شنیده، وجه دیگر آثار ادبی جمالزاده است که آرام بر آن تاکید کرده و می‌افزاید: «جمالزاده کاری کرد تا با مردم داستان‌هایش ارتباط برقرار کنیم. شاید آدم‌های داستان‌های او آدم‌های مدرنی نباشند، اما به ما می‌آموزند که یک آدم با رفتار، فیزیک بدن و زبانش چگونه می‌تواند وارد ادبیات شود.»
این نمایشنامه‌نویس پرداختن به آثار و سبک نویسندگی جمالزاده را از طریق برگزاری جایزه جمالزاده بسیار ارزشمند می‌داند و توضیح می‌دهد: «مطرح شدن جایزه جمالزاده به معنای توجه به یک تاریخ ادبی مدفون شده است که یک بار دیگر به طور جدی به آن نگاه می‌شود و این فوق العاده ارزشمند است.»
این نویسنده همچنین برگزاری کارگاه‌های آموزشی و جلسات نقد و بررسی داستان در روند برگزاری جایزه جمالزاده را رخدادی ارزشمند دانسته و می‌گوید: «برای برگزاری یک جایزه ادبی به پیش‌زمینه‌ای فکری نیازمندیم؛ چراکه نمی‌توانیم دست شرکت‌کنندگان را بگیریم و به ورود به یک راهروی تاریک دعوتشان کنیم. بنابراین برگزاری کارگاه‌ها و جلسات آموزشی برای نقد و بررسی داستان به ترسیم و روشن کردن آنچه جایزه جمالزاده از شرکت‌کنندگان خود می‌خواهد و نشان دادن فضای داستان‌نویسی در این رویداد و همچنین پیشگیری از وقوع آسیب‌های احتمالی کمک بسیار زیادی می‌کند؛ هرچند در شرایط فعلی انجام چنین کاری سخت شده است.
تحلیل وضعیت برگزاری جوایز ادبی در ایران، موضوع دیگری است که احمد آرام درباره آن سخن می‌گوید. او برگزاری جوایز ادبی را یکی از راه‌های پیشرفت ادبیات معاصر ایران می‌داند؛ هرچند معتقد است روش برگزاری این جوایز به شکل بسیار انسانی و صحیح شرط مهم رسیدن به این هدف است. او با اشاره به برگزاری جوایز ادبی موفق در کشورهای اروپای غربی می‌گوید: «در این رویدادها برای سنجش یک کتاب و مطرح کردن یک اثر هیچ توجهی به پیشینه، فرهنگ و ایدئولوژی نویسنده از سوی داوران صورت نمی‌گیرد و هر اثر ارزش‌های خودش را دارد.»
به عقیده او، بر این اساس جوایز ادبی در ایران سال به سال ارزش خود را از دست داده و شکوفایی لازم را نداشته‌اند؛ چنانکه امروز نمی‌توان گفت فلان اثر که در فلان جایزه ادبی در سال‌های اخیر برگزیده شده است،می‌تواند الگوی آموزنده‌ای برای نسل جوان باشد. هرچند آرام معتقد است روند برگزاری جوایز ادبی در ایران در دهه هفتاد روند مثبتی بوده است و نویسندگان جوان بسیار خوبی در آن معرفی شده‌اند، اما بعدها این رویدادها کم‌کم به سمت لابی‌گری و رفیق‌بازی رفته و ارزش خود را از کف داده است؛ تا جایی که در برخی از جوایز ادبی آثاری که دارای اهمیت بودند کنار گذاشته شدند تا راهی برای آثار مورد نظر داوران باز شود. البته او تاکید می‌کند که در این سال‌ها برخی جوایز ادبی هم بوده‌اند که بدون هیچ لابی‌گری و با هدف معرفی و شناخت آثار و نویسندگان مستعد در هر رده سنی برگزار شده و به دنبال رساندن صداهای جدید به جامعه بوده‌اند.
این کارگردان تئاتر که خود بارها در جایگاه داوری جوایز ادبی متعدد در کشور نشسته است، در ادامه چیدمان نادرست داوران را یکی از معضلات اصلی جوایز ادبی در ایران می‌داند و توضیح می‌دهد: «چیدمان داوران نباید به گونه‌ای باشد که سلیقه آنها در داوری اعمال شود؛ مثلا داوری که اصلا از آثار مدرن منزجر است نباید در جایگاه داوری یک رمان مدرن قرار بگیرد! چون مشخص است که از همان ابتدا سلیقه او باعث به سایه فرستاده شدن آن اثر مدرن می‌شود. داور حتی اگر از اثر مدرن خوشش نمی‌آید هم نباید سلیقه خودش را وارد داوری کند؛ با این حال چیدمان از ابتدا باید درست باشد.»
او بر ارجحیت منتقدان ادبی به نویسندگان برای قرار گرفتن در منصب داوری نیز تاکید کرده و می‌گوید: «نویسنده‌ جماعت نمی‌تواند داور مسابقات ادبی باشد. معمولا در تمام کشورها این منتقدان ادبی هستند که داور جوایز ادبی هستند نه نویسندگان. یک منتقد درست و فهیم می‌تواند در داوری نظری را اعمال کند که برای رشد ادبیات معاصر مؤثر باشد.»

ارسال یک نظر